آتنا جون مامان وباباآتنا جون مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

♪♫♪♥خاطرات کودک من♥♪♫♪

من وفاصله ها

هیچی واسه گفتن ندارم وقتی میام زبون حالم رو بنویسم می بینم وای دنیا ارزشه هیچی رو نداره فقط تکرار حرفها قلبم رو بیشتر از قبل می شکنه وخورد می کنه فقط بین من ومهدی فاصله بسیاری وجود داره که تازه فهمیدم افسوس که وقتی به دیواری تکیه می کنی ولی آوار می شه رو سرت دیگه هیچی ازت باقی نمیذارهههههه
19 اسفند 1391

چراغ دل من

سلام سلام ای مرحم همه دردهای دل مامان . سلام هستی من فرشته قشنگم مامان قربونت بشه که بی تو من زیر اینهمه غم مدفون می شدم توباش که من بتونم با تمام غمهام بجنگم من بدون تو می میرم من ترد شدم از زندگی که با عشق ساختم اما تو من رو رها نکن آتنا قول بده دخترم باشی همه کسم باشی امسال عید برام معنا ندار آخه بهارم خزان شده آخه قلبم شکسته ورحم خسته شده حال هیچ کاریرو ندارم سال گذشته آنقدر انتظار می کشیدم تا عید بشه و فاصله من وتو کم بشه اما حالا انگار داره عمرم تموم می شه ودر هر لحظه اش دارم جون میدم همه چیز زورکیه ...
18 اسفند 1391

به کی بگم من که مادر ندارم

سلام @};- وای که اشک امان نوشتن نمیدی چند وقته دلم شکست و همه ی حرفهایی که نوشتید تسکین دلم شد دلی که هر روز از دست زمانه تر ک بر میدار چشمهام دیگه نمی بینه دست خودم نی ست بخدا دلم خیلی شکسته من بی مزد ومنت بچه ام پاره وجودم رو بزرگ می کنم اما اون کسی که شریکت منت داره بهم و هنوز طلب کار این کارش هم صرفا کار خانوادششششه واون هم طلب کار طلب کار پس من چی من که مادرم من خواستم مادر بشم من که خواستم با عشق بچه ام رو بزرگ کنم اما سهم هرشبم شده گریه و شنیدن اینکه این زندگی فایده ای نداره ومن تو رو نمی خوامممممممممممم ...
13 اسفند 1391

اولین ماه گرد دخترمون آتنا جون

سلام گلم هم نفسم الهی فدات بشم شما امروز یک ماهگی تون تمام شد و پابه روز های نخست 2ماهگی گذاشتی من وبابا خیلی خوشحال هستیم واز خداوند سپاسگزاریم که شما فرشته ناز وخوشگل رو داد آتنا جون من وبابا عاشقت هستیم الهی من فدات بشم گلم خیلی حرف دارم که برات بنویسم اما دلم نمی ذاره تنهات بذارم سر فرصت هم عکس هات رو می ذارم وهم از شیرینکاری هات بنویسم قربونت بشم راستی این نوشته هم مربوط به 26 روزگیت هست فدات بشم سلام سلام عشق مامان نفس مامان الهی فدات بشم امروز 23 مرداد ماه من و شما از صبح بیرون بودیم با هم رفتیم بانک تا من یک کم پولی ک...
6 اسفند 1391

وقتی تو دنیای منی دل من کاری به دنیا نداره

سلام هستی من سلام عشق زیبا و بی آلایش من من تورو دارم و به چیزی جز تو فکر نمی کنم من تو وبابا رو که دارم یعنی همه ی دنیا رو دارم عزیزم من عاشق بند بند وجودتم و جونم رو فدات می کنم شب که پا می شم به خدا می گم خداجون قربونت برم که تو اوج نا امیدی به دادم رسیدی و همیشه مواظبم بودی و حالا یک گل مثل گلهای بهشتت رو به من به امانت سپردی قول میدم این دفعه با همه وجودم مراقب گلم باشم خدایا من سجده شکر به درگاهت دارم من و مهدی با تمام وجود عاشق دخترمون هستیم و از شما هم می خوایم کمک کنی تا فرزندی سالم و صالح داشته باشیم تا در مقابل رحمتت شرمنده نشیم خدایا خدا جون نگهبان و نگهدار آتنا جو...
5 اسفند 1391

چقدر قلبت زیباست

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست ای جان من ...
4 اسفند 1391

من دلم خیلی گرفته

سلام به همه ی دوستان خوب وخاله های مهربون خاله جونهای آتنا خاله آتنا سخت محتاج دعای شماست خواهرم امروز واسه سی تی اسکن رفته وحالا میدونیم که اون شرایط خوبی نداره وتوده های گلوش بد خیم وحالا هرچه سریعتر باید عمل بشه شما رو بخدا براش دعا کنید من این خواهرم رو به اندازه مامانم دوستش دارم عاجزانه التماس دعا دارم از ظهر دارم می ترکم از غصه خدا صدام رو می شنوی به دو بچه اش رحم کن خدا ...
20 بهمن 1391