آتنا جون مامان وباباآتنا جون مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

♪♫♪♥خاطرات کودک من♥♪♫♪

بدون عنوان

                                                       نیمه ی شعبان گل نرگس شکفت / چلچله از شادمانی شب نخفت آبشار یک لحظه آرام شد ، نریخت / تا که رازش با گل نرگس بگفت  سرو حیران شد از آن فر و جلال / ماه فرو مانده در آن حسن جمال نیمه شعبان را به شما تبریک عرض می کنیم.  دوستای مهربونم از همه شما التماس دعا دارم ...
2 تير 1392

سیصد سی روز گذشت

                                  عزیزم قربون شکل ماهت بشم 11 ماهگیت مبارک امیدم  الهی 1000 ساله بشی مامانم دیگه مامان جون گامهات رو داری به پایان یک سالگیت میذاری و خانم می شی  ومن هم افتخار می کنم که خداوند تورو بهم داده وهمیشه سپاسگذارشم  خدا کنه که لیاقت داشتنت رو داشته باشم عروسکم     یازده ماهگیت مبارک قند عسلم            ...
29 خرداد 1392

ای ایرانم

دیشب با بابات رفتیم احمد آباد وای آتنا چه هل هلیی بود  من که آنقدر بقض گلوم رو گرفته بود از این همه شادی مردم  خوشبحالشون می تونند طعم شادی رو بچشند  بیرون رفتن خوابیدن و خوردن من وبابات شد مرجان  بماند این چند تا عکس مال دیشب   ایرانم همیشه سربلند و پیروز باشی ...
29 خرداد 1392

فرد جدید خانواده

این عکس پسر عمه آتنا جونم که الان 20 روزه می شه  من در گیر بیمارستان آتنا بودم نشد بذارم  اسمش پـــــــــــــــرهــــــــــــــــــام»   ...
29 خرداد 1392

روزهایی که تکرار من درآنست

سلام آتنا جون تو خوب بشی منم خوبم مامان جون  فدای یه تار موت اگر دل وروحم شکسته الحمدالله چند روز بهتری وغذا می خوری خدا رو شکرررررررررررررررررر آتنا من تو رو بی اندازه دوست دارم و عاشقانه عاشقتم  بابات سرگرم  اما من وتو روزهای تکراری رو می گذرونیم تمام انگیزم واسه بودن تویی وقتی نگاه به چشمهای پاک وبی گناهت می کنم احساس شرم وخجالت بهم دست می ده منو ببخش اگر گاهی آنقدر تو غمهام و شکستهام غرق می شم که یادم می ره کنارمی  دلم نمی خواد یه مادر افسرده و غمگین باشم اما امان از زمــــــــــــانه  بازی های بدی با آدم داره  دلم. جونم. عمرم. فدای یه لحظه خندیدنت مامان جون   ...
29 خرداد 1392