آتنا جون مامان وباباآتنا جون مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

♪♫♪♥خاطرات کودک من♥♪♫♪

خدایا آتنا رو بهم برگردون

  خدایا در دو راهی زندگی ام تابلوی راهت را محکم قرار بده نکند که با نسیمی راهم را کج کنم . . . خداوندا دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن تا وجود داشتن و بودن را به زیبایی احساس کنم . . .   ای خدا ای خدای مهربونم دلم داره می ترکه دستای لطیف و کوچیک آتنام سوراخ سوراخ شده  دیگه جونی نداره پاهاش کبود وسوراخ سوراخه به بی گناهیش رحم کن  خدایا من مادرم خدایا صدای نا له هام رو بشنو خدایا اینها زجه های دل سوخته ام  خدایا باهر بار بالا آوردن دلش بی حال می شه و خودش سرش رو روبه پایین می بره  خدا آتنا نباشه من می میرم خداجون آتنا رو خوب ک...
14 خرداد 1392

فقط وفقط واسه سعیده جون

سلام دوست عزیزم  امیدوارم هر چه زودتر به هوش بیای وبیای وبرامون بنویسی ما همه دوست داریم و از خدا می خوایم که هر چه زودتر سلامتیت حاصل بشه  سعیده جون قلبم داره می ترکه ای کاش من بجای تو این اتفاق برام می افتاد  وتو الان صحیح وسالم بودی  خداوندا بازم می گم قربون عدالتت  سعیده جون شاید دور باشیم اما میدونم قلبهامون بهم نزدیک  سعیده تو وبت که می رم بی اختیار بغضم می ترکه تــــــــــــــــــــــــــو رو خــــــــــــــــــــــــــدا بـــــــــــــــــرگــــــــــــــــــرد ...
4 خرداد 1392

پــــــــــــــــدرم روزت مــــــــــبارکـــــــــــــ

  بابا جون نیستی ولی هرسال این موقع نبودت بیشتر از روزهای دیگه رو دلم سنگینی می کنه ای کاش بودی هم شما وهم مامان بهتون نیاز دارم  من شما رو کم دارم قلبم شکسته آخه قربون عدالت خدا بشم  بی کسی تا کجا ؟ ...
4 خرداد 1392