آتنا جون مامان وباباآتنا جون مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

♪♫♪♥خاطرات کودک من♥♪♫♪

خبر خبر خبردار....

  خبر خبر خبردار خداوندا شکر وشکر وهزاران شکر که نعمتی بی همتا به من بخشیدی تا او را در دامن خود پرورش دهم وباز هم سجده شکر می کنم که به شکرانت بر من نام مادر نها دی... سلاممممممممممممممممممم خاله جونها وای در اوج غصه اما شادمممممممممممم شاد شاد خدایا شکرت چه عیدی قشنگی بهم دادی خاله جونها آتنا داره هرروز پله های ترقی رو کشف وتی می کنه حالا اگه گفتید چی شدههههههههههههه؟ مروارید دلم الهی من قربونش بشم الان که دارم می نویسم گریه ام گرفته اگه آتی من مامان بزرگ داشت حتما الان براش دندونی می پخت آره خاله جونها آتنا جون من مادر من اولین دندونش جونه زده ومن در اوج غم ...
21 ارديبهشت 1392

چندتا عکس از عسل بانو

عشق مامان داره پوره سیب زمینی با شیر وکمی عسل می خوره   نوش جونت عشق مامان اه خوشحالی به شلوار مامان هم غذا دادی   من میمیرم واسه فضولیهات من آخر یروز می خورمت ...
21 ارديبهشت 1392

ترس از آینده

  سلام عشق مامان سلام دنیای پر محبت من می خوام برات بنویسم اما نمیدونم چطوری و از چی ؟نمی خوام روح لطیفت رو با حرفهام آزار بدم فقط می خوام شادیت رو ببینم والاغیر آتنا جون نمیدونم نظر کدوم چشم تنگ داره تیشه به ریشمون میزنه نمدونم چرا داره از در دیوار بلا میاد به سرمون همه اش به خدا می گم خدایا خدا جون الهی قربونت برم مواظب دخترم آتنا باش آخه اون چه گناهی داره وقتی به بابا نگاه می کنم می بینم داره می شکن اما بی صدا دلم آتیش می گیره کارم شده گریه های تنهایی کاووسهای وحشتناک وبا ترس از خواب بیدار شدن من از آینده می ترسم می ترسم این دنیا آنقدر نامرد که یه نامرد رو تو خودش گم می گنه و بعد از اینکه خونه امیدت خراب شد چه...
21 ارديبهشت 1392

تورو داشتن زیباست قشنگم

سلام عشقم سلام نفسم سلام دلبردلربای من آتنا جون چی بنویسم تا بتونم احساس 180 روزه ی خودم رو به تصویر بکشم تا یه روزی یه جایی با قلب پر از مهربونیت بشینی و بخونی آتنا جون هنوز هم که 180 روز گذشته و تو هم نفس من شدی باور نمی کنم که به من با آمدنت نام زیبای مادر رو هدیه دادی الهی قربونت بشم تو بزرگترین نعمت واسه من وبابا هستی و من وبابا جون سجده شکر بجا میاریم 180 روز یعنی شش ماه شدنت مبارک دخترم پاری تنم من عاشقتم عاشقت این هم کیک عشقم نفسم ...
21 ارديبهشت 1392

عطش انتظار...

فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میکنم   دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم فردا که کسی را به کسی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم . . .     سلام دوستهای مهربونم این روزها منو فراموش نکنید التماس دعا برام دعا کنید امیدوارم هرکسی هر حاجتی که داره امام حسین (ص) براورده کنه به حرمت خون 72تنی که در صحرای کربلا شهید شدن آمین .....       ...
21 ارديبهشت 1392

اتفاق

سلام دوست جونی ها ببخشید اگر جواب نمیدم متاسفانه یا خوشبختانه نمیدونم چی اسمش رو بذارم دستم شکست ونمی تونم کاری انجام بدم چون دست راستم هست بعدا میام
21 ارديبهشت 1392

من وعکسهامممممممممممممممم

سلام اینم عکسهای من که مامانم گفت با دستهام بازی می کنم بلند می خندم و روز واکسنم یعنی امروز   خاله جونها اینها قبل از واکسنممممممممممممم               این هم بعد از واکسنممممممممممممم راستی این بلوز شلوار هم بابا   مهدی واسم خریده         ...
21 ارديبهشت 1392

آتنا واولین دیدار با خاله جون

.   سلام دخترم سلام همه ی دارو ندار مامان آتنا جون ببخشید که کمی دیر نوشتم آخه عشق مامان من و شما وبابا جون از روز جمعه مهمون داریم البته مامان جون خودشون صاحب خونه هستن خاله جون مهین و آرمین جون و آرمیتا جون از زهدان آمدن خونه ی ما مامان کلی خوشحاله میدونم تو هم خوشحالی آخه از روزی که خاله آمده ما کلی خندیدیم دوباره خنده مهمون دل من شد از تنهایی درآمدم ...
21 ارديبهشت 1392