آتنا جون مامان وباباآتنا جون مامان وبابا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

♪♫♪♥خاطرات کودک من♥♪♫♪

به اندازه ی دنیا غمگینم....

  من غمگینم غمگین ازاینکه شاید او هم مرانمی خواهد سلام نازدردونه ی من سلام نفسم تو هم دیگه منو دوست نداری با من قهر کردی . چیکار کردم که رنجوندمت؟ چرا دیگه شیر نمی خوری وقتی یادم میاد گریم می گیره آتنا جون شاید لیاقت مادر شدن رو ندارم شاید دیگه منو دوست نداری ولی بخدا من عاشقتم عاشق اینم که شب بیدار بشم بهت شیر بدم چیکار کنم که دوباره باهم دوست بشیم مامان جون قلبم شکسته تو دیگه بیشتر از این نشکن من تو این دنیا فقط تورو دارم   تو عشق من هستی من عاشق با تو بودنم دخترم تو جگر گوشه ی من هستی من وبابا به اندازه ی دنیا دوستت داریم و دنیارو به پات می ریزیم تا ...
21 ارديبهشت 1392

من بهترم

سلام دوستهای عزیزم من بهترم و گچ دستم بعد از 25 روز باز شد اما متاسفانه هنوز خوب نشده ودرد داره فروان ...
21 ارديبهشت 1392

درهم برهم

این لباس شویی رو دیشب بابا برات از مغازه عمو علی (پسر خاله بابا) خرید این بلوز شلوار رو با زندایی منصوره روز 2شنبه خریدم برات فلاکس رو بابا برات خرید از وقتی دستم شکست شما رسما شیر خشکی شدی و فقط شب مه مه میخوری واین کتاب داستانها در وقتهای مختلف خریده شده واسه شما این سارافن بافت رو هم بابا دیروز برات خریدمبارکت باشه نفسم ...
21 ارديبهشت 1392

عکسهای نفس مامان

  من عاشقتم عشقم   آتنا بعد از حمام در حال پوشیدن لباس آتنا و محرم آتناو اولین سینه خیز وقتی با دهنت صدا درمیاری و ادامه..... ...
21 ارديبهشت 1392

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین میبرد شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت پس همیشه شاد باش امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد کسی را که امیدوار است هیچگاه ناامید نکن شاید امید تنها دارائی او باشد اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است خوب گوش کردن را یاد بگیریم گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند وقتی از شادی به هوا میپری ...
21 ارديبهشت 1392

آتنا و شروع 6 ماهگی

  آتنا جون به امید خدا رو پشت سر گذاشت و پا به ماهگی گذاشت خدا رو هزاران مرتب شکر که دخترم سالم و خوبه الان هم کنار من شیطونی می کنی یاد گرفتی به شکم می خوابی بعد که خسته می شی گریه می کنی الهی قربونت بشم دلت می خواد بشینی داری ماشاالله واسه خودت خانوم می شی من هم به عشق داشتنت دارم به زندگی ادامه میدم آخه تو شدی همه دارو ندارم مامان قربونت بشه دنیا خیلی نا مرد خیلی خدا کنه بتونم محبت داشتن رو یادت بدم   ...
21 ارديبهشت 1392

آتناجون عاشقتممممممممممممم

مامان - ماما بابا - بابا عمو - عمو عمه - عمه مامان وبابا - مابا الهی من قربون مابا گفتنت بشم عقشم کارهای جدیدی که یاد گرفتی دست زدن که تو ایام عید یاد گرفتی و کار جدید دیگه ات حرف زدن و الو گفتن با موبایل یا تلفنه من فدای تو بشم جوجو مامان عسلم ...
21 ارديبهشت 1392