به اندازه ی دنیا غمگینم....
من غمگینم غمگین ازاینکه شاید او هم مرانمی خواهد سلام نازدردونه ی من سلام نفسم تو هم دیگه منو دوست نداری با من قهر کردی . چیکار کردم که رنجوندمت؟ چرا دیگه شیر نمی خوری وقتی یادم میاد گریم می گیره آتنا جون شاید لیاقت مادر شدن رو ندارم شاید دیگه منو دوست نداری ولی بخدا من عاشقتم عاشق اینم که شب بیدار بشم بهت شیر بدم چیکار کنم که دوباره باهم دوست بشیم مامان جون قلبم شکسته تو دیگه بیشتر از این نشکن من تو این دنیا فقط تورو دارم تو عشق من هستی من عاشق با تو بودنم دخترم تو جگر گوشه ی من هستی من وبابا به اندازه ی دنیا دوستت داریم و دنیارو به پات می ریزیم تا ...
نویسنده :
مامان جون
4:45








